حميد احمدى
72
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
با اين حال بايد توجه داشت نقش سران بنىاميه و معاويه در حذف خشونتآميز خليفه بهمنظور ايجاد بحران نبايد فراموش شود . چون معاويه مىدانست در صورت عزل يا كنارهگيرى آرام و بدون جنجال خليفه ، بزرگان صحابى و عراق به خلافت امويان رضايت نخواهند داد و خلافت را در يكى از اعضاى شورا مستقر خواهند كرد كه در اين صورت ، دست معاويه و سران بنىاميه از حكومت دور خواهد ماند . از اين رو بهترين شيوه ، ايجاد آشوب و بحران بود تا در آن با تبليغات و اغوا به حذف رقيبان و نامزدهاى خلافت بپردازند و بعد به سهمخواهى و قدرتطلبى روى آورند كه چنين نيز كردند . مواضع امام على عليه السلام نسبت به فتوحات همه گزارشها و روايات تاريخى و همه اهلنظر ، بر نقش فعال حضرت على عليه السلام در نبردهاى با مشركان و يهوديان متفقاند . دفاع ايشان از پيامبر و مسلمانان و فرماندهى سپاه مسلمان در نبردهاى سخت همانند بدر ، احد ، خندق و خيبر از صفحات درخشان تاريخ حيات اوست . اما همه مورخان و روايتگرانِ فتوحات سه خليفه ، هيچ گزارشى از شركت آن حضرت در سپاه مسلمانان در اين دوران ثبت نكردهاند . بىترديد عدمحضور ايشان در اين نبردها به دليل ضعف و يا ترس و سستى نبوده است ؛ زيرا آن حضرت پس از كشته شدن عثمان زمانى كه زمام امور را به دست گرفت ، در مقابل تهاجم پيمانشكنان سپاه جمل و متجاوزان سپاه معاويه شجاعانه ايستاد . حكومت نيز بىميل نبود كه حضرت را در اين نبردها شركت دهد تا هم مشروعيتى براى خود كسب كند و هم پيروزى خويش را تضمين نمايد . مسعودى گزارش مىكند : چون عمر درباره جنگ با ايرانيان از عثمان نظرخواهى كرد ، عثمان در جواب گفت : سپاه اعزام كن و هر كدام را با سپاه بعدى تقويت كن و مردى را بفرست كه در كار جنگ تجربه و بصيرت كافى داشته باشد . عمر گفت : آن فرد كيست ؟ عثمان گفت : على بن ابىطالب عليه السلام . عمر بيان داشت : پس او را ملاقات كن و با او گفتگو كن ؛ ببين آيا به اين كار تمايل دارد يا نه ؟ عثمان با على عليه السلام در اين باره مذاكره كرد ، اما على عليه السلام اين را خوش نداشت و رد كرد . « 1 » بلاذرى نيز در گزارش كوتاهى همين مسئله را بيان مىكند و مىنويسد : « على عليه السلام تقاضاى
--> ( 1 ) . ابوالحسن على بن حسين مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 2 ، ص 311 .